فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
222
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
هر يك از آنها رودخانه و شهركهاى كنار آن را تماشا كرد . جانپناهها يا ديوارهاى پل چنان عريضند كه در عرض آنها راهرو سقفدارى پديد آمده است كه از آغاز تا انتهاى پل كشيده مىشود . هنگام عبور از اين راهرو ، از درهاى كوچك و طاقنماهائى گذشته پنجرهها را يكى پس از ديگرى پشت سر مىگذارند بىآنكه براى مردم ديگر يا حيوانات سوارى و بارى ، يا ارابههائى كه پىدرپى از روى پل مىگذرند مزاحمتى ايجاد شود . زيرا اين گذرگاهها مخصوص پيادگان است . زير هر پنجره پلكانى نامرئى هست كه از طريق آن مىتوان تا سطح آب رودخانه پائين رفت و زير طاقها به تفريح پرداخت و هواخورى كرد . همچنين در هردو انتهاى پل دو سر بالائى هست كه از طريق آنها روى سقف جانپناهها مىروند كه چنان كه گفتهايم از روى پل يك نيزه ارتفاع دارند . پشتبام اين جانپناهها كه چهارده يا پانزده پا عرض هريك از آنهاست خود دو پل ديگر را تشكيل مىدهند كه بنوبهء خود دو جانپناه دارند يكى در طرف رودخانه و ديگرى در طرف پل . بدينترتيب پل اللهورديخان داراى پنج راه براى آمدورفت است ، يعنى جادهء ميانهء پل كه گذرگاه ارابهها و چهارپايان است ، دو راهرو مسقف كه در عرض دو ديوار يا دو جانپناه تعبيه گرديده است ، و دو راهرو كه پشت بام يا سقف جانپناههاست . دو راهرو اخير بسبب ديد مطلوبى كه دارند بيش از راهروهاى ديگر مورد استفاده قرار مىگيرند . در ميان مناظر زيبائى كه از هر نقطهء پل به چشم مىخورد جالبتر از همه منظرهء شهركهائى است كه در دست راست پل در هريك از دو طرف رودخانه قرار گرفتهاند . شهركى كه از همه به پل نزديكتر است و در طرف شهر اصفهان قرار دارد شهرك تبريزيان است كه ساكنان آن مردمى هستند كه از تبريز كه به عقيدهء بعضى اكباتان قديم و پايتخت ايالت بزرگ آذربايجان است كوچ داده شدهاند . بيشتر ساكنان اين شهرك ، در گذشته بازرگانان متشخص تبريز بودهاند . شهرك ديگرى كه روبروى اين يك و در طرف ديگر رودخانه قرار دارد جلفاى جديد است .